السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
129
تفسير الميزان ( فارسي )
در پاسخ اين اشكال مىگوييم : كه خير ، گفتار ما مستلزم اين تالى فاسد نيست ، چون ما نگفتيم معجزه از اين جهت معجزه است كه مستند بعوامل طبيعى مجهول است ، تا شما بگوئيد هر جا كه جهل مبدل بعلم شد ، معجزه هم از معجزه بودن و از حجيت مىافتد ، و نيز نگفتيم معجزه از اين جهت معجزه است كه مستند بعوامل طبيعى غير عادى است ، بلكه گفتيم ، از اين جهت معجزه است كه عوامل طبيعى و غير عاديش مغلوب نميشود ، و همواره قاهر و غالب است . مثلا بهبودى يافتن يك جذامى بدعاى مسيح ع ، از اين جهت معجزه است كه عامل آن امرى است كه هرگز مغلوب نميشود ، يعنى كسى ديگر اين كار را نميتواند انجام دهد ، مگر آنكه او نيز صاحب كرامتى چون مسيح باشد ، و اين منافات ندارد كه از راه معالجه و دواء هم بهبودى نامبرده حاصل بشود ، چون بهبودى از راه معالجه ممكن است مغلوب و مقهور معالجه اى قوىتر از خود گردد ، يعنى طبيبى ديگر بهتر از طبيب اول معالجه كند ، ولى نام آن را معجزه نميگذاريم . 7 - قرآن كريم معجزه را برهان بر حقانيت رسالت ميداند ، نه دليلى عاميانه . در اينجا سؤالى پيش مىآيد و آن اينست كه چه رابطه اى ميان معجزه و حقانيت ادعاى رسالت هست ؟ با اينكه عقل آدمى هيچ تلازمى ميان آن دو نمىبيند ، و نميگويد : اگر مدعى رسالت راست بگويد ، بايد كارهاى خارق العاده انجام دهد ، و گر نه معارفى را كه آورده همه باطل است ، هر چند كه دو دو تا چهار تا باشد . و از ظاهر قرآن كريم هم بر مىآيد كه نمىخواهد چنين ملازمه اى را اثبات كند ، چون هر جا سخن از داستانهاى جمعى از انبياء ، چون هود ، و صالح ، و موسى ، و عيسى ، و محمد ع ، بميان آورده ، معجزاتشان را هم ذكر مىكند ، كه بعد از انتشار دعوت ، مردم از ايشان معجزه و آيتى خواستند ، تا بر حقيت دعوتشان دلالت كند ، و ايشان هم همان چه را خواسته بودند آوردند . و اى بسا در اول بعثت و قبل از درخواست مردم معجزاتى را دارا ميشدند ، هم چنان كه خداى تعالى بنقل قرآن كريم در شبى كه موسى را برسالت بر مىگزيند ، معجزه عصا و يد بيضاء را به او و هارون داد ( اذْهَبْ أَنْتَ وَأَخُوكَ بِآياتِي ، وَلا تَنِيا فِي ذِكْرِي ، تو و برادرت معجزات مرا بردار و برو در ياد من سستى مكنيد ) ، « 1 » و از عيسى ع نقل مىكند كه فرمود : ( وَرَسُولًا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ ، أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ ، أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ ، فَأَنْفُخُ فِيه ، فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّه ، وَأُبْرِئُ الأَكْمَه وَالأَبْرَصَ ، وَأُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللَّه ، وَأُنَبِّئُكُمْ ، بِما تَأْكُلُونَ ، وَما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ ، إِنَّ فِي ذلِكَ لآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ، و فرستاده اى بسوى بنى اسرائيل گسيل داشتم ،
--> 1 - سوره طه آيه 42